محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
336
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىشود . وفا صفتى گرانسنگ نزد آسمانيان و زمينيان است و خيانت جز از پستى و نيرنگ سرچشمه نمىگيرد . امام عليه السّلام در توزيع سخن خود درباره امانت به آيهاى از قرآن استشهاد مىكند . منظور از امانت در اين آيه پاسبانى از دين خدا و مسئوليت ما در برابر آن است . امام عليه السّلام با ذكر اين آيه مىخواهد مفهوم امانت را تعميم داده و شامل هرگونه وفادارى بداند . خداوند در اين آيه مىفرمايد : « ما امانت [ الهى و بار تكليف ] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و [ لى ] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود . » « 1 » خلاصه مضمون آيه آن است كه خداوند به آدمى قدرت و عقل و اراده بخشيده است و او را با اين صفات از ديگر آفريدهها جدا ساخته است تا مسئوليت پاسبانى از دين خدا را برعهده گيرد . بنابراين معناى پذيرش امانت آن است كه همه صفات ضرورى براى انجام اين مسؤوليت در آدمى فراهم گشته است و دين خداوند و حلال و حرامهايش به او رسيده و كيفر و پاداش بر كارهايش تعيين شده است . امتناع آسمان و زمين و كوهها از پذيرش امانت نيز به اين معناست كه آنان از اين صفات ( قدرت ، عقل و اراده ) برخوردار نيستند و تكليف آنها در هر صورت نادرست است . امام عليه السّلام در جاى ديگرى مىفرمايد : « ما در هيچ يك از داراييهايمان با خداوند شريك نيستيم و تنها آنچه را داريم كه او به ما بخشيده است . پس هرگاه او از داراييهايش در اختيار ما گذاشت ، در واقع ما
--> ( 1 ) . إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا احزاب / 33 : 72 .